پارت هشتاد :

ماهرخ به سرعت دست پس کشید و با دستپاچگی گفت:
_اومدم ببینم حال این دختره چطوره. اگه ناراحت شدید میرم.
سپس با عجله از اتاق بیرون رفت و در را پشت سرش بست.
شهباز خان یک تای ابرویش را بالا داد و رو به مهری که تمام مدت در سکوت نظاره گر گفتگوی آن ها بود گفت:
_تو هم برو.
مهری هم چشمی گفت و به سرعت بیرون رفت. با خالی شدن اتاق از مزاحم، شهباز خان از جا بلند شد و در حالی که کتش را از تنش ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ووو.

    0

    شهباز گرفتار افکار منفی و گزشته ای که هیچ محبتی توش نبوده شده الان وقت اینکا پریزاد با اون گذشت و مهروبینیش این پسرو از چنگال شیطان هایی مثل ماهرخ نجاب بده شهباز فقط یه قربونی هستش که از احساسی که از گزشته داشته تصمیم گرفته

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    مرسی نرگس عزیزازاینکه پارت هدیه گذاشتی خیلی ممنونم هزاران دردودوآفرین برشما

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏🥰🌹

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    2

    خداقوت نوسینده جوون .شیرمادرنان پدرحلالت ❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😅🙏💞

    ۸ ماه پیش
  • Sedna

    3

    ممنون از قلم سحرآمیز تون انگارآدمو جادو می کنه و انقد توی داستان غرق میشم نمی دونم کی تموم شد

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏🥰♥️

    ۸ ماه پیش
  • آمنه

    2

    عالی بود بانو انگار حالا حالاها با این خان وخانزاده ها موندیم بانو نکنه این ماهرخ الان دلباخته شهبازخان شده که عشوه میریزه از اون بعید نیست

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    👌🌹

    ۸ ماه پیش
  • هناسه

    0

    🤎🤎🤎🤎❤️❤️❤️❤️❤️❤️🩷🩷🩷🩷🩷🩷

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    ❣️💖

    ۸ ماه پیش
  • بانو

    3

    سپاس بابت پارت هدیه زیباتون

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌺💗

    ۸ ماه پیش
  • فخری

    2

    بانوی خوش قلم ممنون از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت عالیه موفق باشی 🙏🏻🌹❤

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌷💖

    ۸ ماه پیش
  • بانو

    1

    پس پارت امروز چی شد ما خیلی وقت منتظر پات امروز هستیم

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    شهباز هم یه به ی سرخورده و تنهابوده... نمیدونم دلم واسش بسوزه یانه...

    ۸ ماه پیش
  • الی

    2

    این دختر چقد خوبه.هر بار فکرایی که در مورد دیگران می کنه و تو هر شرایطی درکشون میکنه

    ۸ ماه پیش
کپی شد!